جنت الآغوش تو بالا تر از پردیس بود
تا به دست آرم تو را همدست من ابلیس بود
تا که می خندیدی از شادی جهان هم شاد بود
چشم های من ز شوق دیدن تو خیس بود
خنده ات باران شور و جاذبه بر روز هام
در رگ هر ثانیه انبوه مغناطیس بود
چشم تو خورشید روزم ،روی تو ماه شبم
شهر مبهوت تماشای تو چون تندیس بود
خواستم در وصف تو آواز وشعری سر کنم
بوسه ات روی لبم معنای حرف هیس بود
#محمدصدوقی
اگرنازکنی...ما را در سایت اگرنازکنی دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 67