آلوده

خرید بک لینک

ای بسا چشم که بازند و به خواب آلوده
چه زبان ها که خموشند و خطاب آلوده

ای بسا ساغر و می بوی خدامی دادند
مهر و سجاده و تسبیح شراب آلوده

زنده آن مشعل روشن گر ویرانه ی درد
مرگ بر شمع شبستان ثواب آلوده

ای خوش آن پاکدلانی که به چشمان ترت
"غرقه گشتند و نگشتند به آب آلوده"

شادی از دور  فقط دست تکان داد و گذشت
آمده غصه و غم شاد و شتاب آلوده

عارفی یک شبه نقاش شد و شعری گفت:
زندگی نقش حبابی است حجاب آلوده

من ولی سخت به این مسئله ایمان دارم
زندگی بی تو جهانی است عذاب آلوده

#محمدصدوقی
#م_مانی

اگرنازکنی...

ما را در سایت اگرنازکنی دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 69 تاريخ: پنجشنبه 23 تير 1401 ساعت: 12:03

صفحه بندی